![]() |
![]() |
|
| اهل باران " اهل دریا " اهل اندوه غروبیم . . . |
|
همه جا بی رنگ و سفید انگار زمان وایساده بود
قلبی که واسه تو میزد از ضربان ایستاده بود گریه میکردن آدما من توی پارچه ی سفید هزار تا فریاد زدم و هیچکی صدامو نشنید من انگاری که مرده بود من از خودم سیر شده بود بدن سردم رو زمین واسه موندن دیر شده بود روحم یه جا پیش همه دل نگران وایساده بود حلا میون این جهان با اون جهان وایساده بود اینجا دیگه چه جاییه ؟ اینجا چقد نا آشناست من میتونم چیکار کنم ؟ دستم که از دنا کوتاست عذاب لحظه های بد سنگینی ی بار گناه اینهمه فرصت دعا بازم گناه و اشتباه
ای ترانه سروده پسر خاله گلم محسن قاسمی یه که قراره یکی از آهنگای کاستم باشه . البته کامل کامل که ننوشتمش چون بقیه شو باید از کاستم بشنوید . . . این کار رو محسن به سفارش خودم آماده کرد و واقا هم گل کاشت . . . آموزنده وکاملا حسی . . .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 4:7 توسط مهدی |
|
|
دارم از تو مینویسم آره هر چی که بتونم که همه ترانه هامو من برای تو میخونم من برای تو میخونم این ترانه هلی نابو میسوزونم دل سنگو میشکنم خلوت خوابو بی خیال شب وحشی تا سحر راهی نمونده تو دل ستاره ها هم حسرت آهی نمونده به تن غم ها بپوشون باز دوباره پیرهن عشق شبو برگردون به اول باز به صبح روشن عشق . . .
ترانه سرا : محسن قاسمی خواننده :مهدی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 17:56 توسط مهدی |
|
|
دارم رو آلبوم جدیدم کار میکنم و الان در مرحله تنظیمه . . .
به امید خداوند بزرگ اگه مشکلی پیش نیاد و همه کارها روی برنامه پیش برن فکر میکنم حدود یک ماه دیگه همه قطه ها آماده باشن . . . این کاست رو پیشاپیش به همه شما عزیزان و همچنین دوستان گلم تقدیم میکنم . . . پاینده باشید . . . فدای شما . . .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 3:24 توسط مهدی |
|
|
( برادر باشیم نه خنجر )
(اینو همیشه یادمون بمونه)
یه خورده از خودم : بیست وخوردی سالمه هم اهل و هم دیوونه موزیکم نوازنده کیبرورد و پیانو هم هستم اگه بدتون نیاد " خواننده هم هستم اگه نمیخندید ! یکم ولخرجم صدای مورد علاقم (ناصریا*)بود . . . روحش شاد از تفریح سیر نمیشم آخ که چقدر از بد قولی بدم میاد ! قابل توجه بعضی ها ! شما چطور؟ سابقه اجراهام: هی . . . حدودا ۱۰ سال در حال حاظر : نوازنده و خواننده هتل هما عاشق فیلمهای ایرونی قدیمی ام با فوتبال خیلی حال نمیکنم.نمیدونم واسه چی ! ! ! شرمندم اگه یخورده رک بودم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 2:47 توسط مهدی |
|
|
زنده باد صدای گرم جنوب . . .
( ناصریا ) یادم میاد که هرروز واسه اینکه از احوال استادم با خبر شیم راهی ی بیمارستان میشدیم.تصورشم واسمون سخت بود که ناصر رو توی این حالت ببینیم.چه روز و شبهایی که من و عمران مینشستیم و انتظار بهبودی ناصر رو میکشیدیم.همه برو بچه های اهل موزیک و غیره . همه وهمه وا سه دیدن و بهبودش لحظه شماری میکردن.یادم میاد مادر پیری رو که یه شب حدود ساعت ۱۲ واسه دیدن ناصر به بیمارستان اومده بود . اون مدام اشک میریخت و میگفت که تازه خبر دار شده و همون موقع راهی ی بیمارستان شده بود.ما هم که جز دعا کار دیگه ای ازمون ساخته نبود منتظر یه خبر خوش بودیم . . . یه روز صبح حدود ساعت ۸ بود که رفتم بیمارستان و وقتی وارد شدم گفتن که ناصر رو به تهران انتقال دادن.خوب دیگه اونموقع هیچکس از هیچ تلاشی دریغ نمیکرد.آخه این وظیفه ای بود که باید همه اون رو بدون شک انجام میدادن . . . منم که دیگه نمیتونستم استادم رو ببینم واسه اینکه دلم رو سبک کنم یه شب تلفن رو برداشتم و با استاد محمد علی قویدل فرد تماس گرفتم . . . این مکالمه ما بود : سلام استاد " دلم خیلی گرفته " میخوام کمکم کنی که بتونم واسه ناصر یه کار بخونم . . . استاد هم که حس وحال من رو کاملا درک میکرد سریعا واسه سرودن ترانه اقدام کرد. ومن هم کار رو آماده کردم و اسم این قطعه رو (سکوت تلخ) گذاشتیم . . . (این کار رو پیشاپیش به عاشقان ناصریا تقدیم میکنم)
سکوت تلخ: کاش نبوده ای طو غپ رو دلم ایبستن رنگ ارخم پریدن حنیر غم رو دستن یه گو شه بیابون کنج کلودنگ خم مثل کغار زخمی بال و پرم شکستن سکوت تلخ خستم بغض گرفتار ابو حسرت وآه و نالم داغ دل آزار ابو کل کل ازن تو سینم پچ پچ ابو نگاهم هر جه که احساسمن برسرم آوار ابو حیف دگه نتاتن تا غایه ی قیومت زمون سخت هجرون همراه دردومهنت وقتی شخونده مثل لالایی دل نشین به مثل بادو بارون تو لحظه اون غربت تی توک مهاجر عاشق پرواز بو کنده از ای خاک سرد جست سر آغاز بو موج خروش هم دگه رفت به دیریای خو هنجره آشناش قصه آوازبو
(ناصریا " تا ابد زنده ای) . . . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:48 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دوستت دارم و تاوانش هر چه باشد " " " باشد . . .
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
بابای بارون . . . مبينا عمران طاهری اسحاق احمدی دوستداران (اسحاق احمدی) گل مينا نيلوفر آبي بانوی شبنم پوش ماندگار انجمن موسيقي هرمزگان عمار تنی |
|
RSS
|